سرودِ غرورِ کردستان

«سرودِ غرورِ کردستان»

ز کوهستان برآمد بانگِ آزادگی امروز
ز خاکِ پاکِ کردستان، صدایِ زندگی امروز

نهالِ غیرت از دل‌های مردم ریشه‌ها دارد
غرورِ قومِ کرد از عهدِ دیرینه نشان دارد

زنانِ باوقارِ این دیار، چون کوه پابرجا
به دستِ مهر و ایمان، پاسبانِ خانه و فردا

مردانِ دلیرش در مسیرِ سختی و پیکار
چو شیران ایستاده‌اند، بلندآوازه و بیدار

ز سما تا به آسمان، آوازِ عشق جاری‌ست
در این عالم، شکوهِ نامِ کردستان ماندگاری‌ست

چو موجِ دریاچه زریبار در آغوشِ مهتاب
حکایت می‌کند از صبرِ مردانِ دلِ بی‌تاب

ز دامانِ کوه آبیدر بزرگ ای سروِ آزاد
بلند است این سرودِ عشق، تا مرزِ سپهر و باد

نه طوفان می‌تواند ریشه‌های ما کند ویران
نه گردِ روزگاران می‌برد نامِ این سامان

درونِ سینه‌ها آتش، ولی آتشِ امید است
چراغِ عشقِ کردستان همیشه روشن و جاوید است

ز هر روستا، ز هر شهر و ز هر سنگِ این دیار
برآید نغمه‌ای از مهر، چو آوازِ چشمه‌سار

به تاریخِ کهن سوگند، به خاکِ پر گهر سوگند
که این عشقِ بزرگِ ما نخواهد گشت هرگز بند

کردستان ای سرایِ مهر، ای مهدِ دلیران
بمان جاوید و سربلند، میانِ نسلِ انسان

اشتراک گذاری این شعر

دسته بندی اشعار

مقالات و پژوهش‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *