هدف این پژوهش، ارائه مدلی برای حداکثرسازی اجرای تصمیمات در سازمانهای دولتی از طریق توسعه منطقه بیتفاوتی در میان کارکنان دولت است. این تحقیق از نوع کاربردی و با رویکرد کیفی انجام شده است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۱۱ نفر از خبرگان دانشگاهی، مدیران و کارکنان سازمان توسعه و تجارت ایران جمعآوری شد. تحلیل دادهها با استفاده از روش نظریه دادهبنیاد در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت و نرمافزارهای MAXQDA و SPSS و Stata برای تحلیل دادهها به کار گرفته شدند.
یافتههای پژوهش نشان داد که اجرای تصمیمات در بسیاری از سازمانهای دولتی با چالشهای جدی مواجه است و مقاومت کارکنان در برابر تصمیمات اغلب ناشی از تضاد منافع، بیاعتمادی سازمانی و ابهام در پیامدهای تصمیمات است. مدل نهایی پژوهش شامل پنج بُعد اصلی است: ویژگیهای تصمیم، شرایط تصمیم، نوع تصمیم، موانع تصمیم و پیامدهای تصمیم.
نتایج رتبهبندی نشان داد که «پیامدهای تصمیم» با میانگین رتبه ۲.۹۰ در جایگاه نخست، «موانع تصمیم» با میانگین رتبه ۲.۷۵ در جایگاه دوم، «نوع تصمیم» در رتبه سوم، «ویژگیهای تصمیم» در رتبه چهارم و «شرایط تصمیم» در پایینترین رتبه قرار دارد.
نتایج تحقیق نشان داد که افزایش میزان اجرای تصمیمات در سازمانهای دولتی منوط به تقویت منطقه بیتفاوتی در کارکنان است؛ بهگونهای که تصمیمات مدیران کمترین تعارض را با منافع، باورها و ارزشهای کارکنان داشته باشند. توسعه این منطقه از طریق شفافیت تصمیمات، مشارکت کارکنان، آموزش سازمانی، ارتباط مؤثر و طراحی نظامهای انگیزشی قابل تحقق است.